اومدم یک پست بزارم فقط حرف دلمو توش بزنم
بی معرفت دلم برات تنگ شده میفهمی؟
میفهمی چی به روز دلم اوردی؟
بس نیس؟بس نیس؟
من که برام بسه
خسته شدم
از دلم از خودم
از نبود تو از فاصله از فراق
از تنها چیزی که خسته نشدم تویی و اومدن تو
بیا دیگه......
شگردها
اومدم یک پست بزارم فقط حرف دلمو توش بزنم
بی معرفت دلم برات تنگ شده میفهمی؟
میفهمی چی به روز دلم اوردی؟
بس نیس؟بس نیس؟
من که برام بسه
خسته شدم
از دلم از خودم
از نبود تو از فاصله از فراق
از تنها چیزی که خسته نشدم تویی و اومدن تو
بیا دیگه......
با دستانی که محکوم به نوشتنند
تنهاییم ،دلتنگیم
و سکوت سرد فاصله ها را
برایت نقاشی کنم
کاش می دانستی عشق چه رنگی دارد
تا می توانستم از دلتنگی هایم
با همان رنگ برایت بوم بسازم
کاش می توانستی شب هنگام
با بالهای شیشه ای خیالت
تا رویاهای شکستنی خیالم پرواز کنی
دستانم را بگیری
و تا ته زمان با من سخن گویی
کاش می دانستی هر شب
در تکرار لحظه ها
خسته از سکوتی بی انتها
با ماه ، با ستاره از تو می گویم
کاش می دانستی در نبودن هایت
به جای تو،
برای شب بو ها
قاصدکها
و یاس های دلتنگ حیاط
شعر می خوانم
در انتظارت می مانم
تا یخ های زمان ذوب شود
تا پرستوها به پرواز در آیند
پس فعلاً محکومم
و محکوم یعنی دلباخته
هر گاه صدای جديدی سلام ميكند تپش قلب می گيرم
من ديگر كشش خدا حافظی ندارم
..!!مرا ببخش كه جواب سلامت را نمی دهم
سکوت میکنم و عشق در دلم جاریست
که این شگفت ترین نوع خویشتن داریست
تمام روز اگر بی تفاوتم اما
شبم قرین شکنجه دچار بیداریست
رها کن آنچه شنیده ای و دیده ای
هرچیز جز من و تو عشق من و تو
تکراریست...
مرا ببخش بدی کرده ام به تو گاهی
کمال عشق،جنون است و دیگر آزاریست
مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست
مرا ببخش اگر نفسم سرد و زرد و زنگاریست
بهشت من به نسیم تبسمی دریاب
جهان(جهنم)مارا که غرق بیزاریست
![[تصویر: 83989527885844014132.jpg]](http://axgig.com/images/83989527885844014132.jpg)


این روزها که می گذرد تنهاتر می شوم
انگار
منتظر می شوم
دل دل می کنم
دلتنگ می شوم
و
بیقرار می گردم
می گردم در پی گمشده ای که با من هست و نیست
این روزها
عاشق می شوم بی دلیل بی دلیل
دوستش می دارم بی آنکه دوستم بدارد
بی دلیل بی دلیل
این روزها چه هوایی دارم
این روزها که روزهای تنهاییست ...

امشب هوس عشق تو را کرده ام
هم نفس این شبهای من
دود سیگاریست که دیگر کلیشه ای شده است ...
پی نوشت:
دوباره آمدم ... هستم ... خواهم ماند

صبر کن! ... چمدانت را نبند ... اندکی نگاه ترک خرده و صدای ابریم را هم در دستمالی سپید گذاشته ام، بگذار در چمدانت و هر جا در چشم باد بلاتکلیفی دیدی ، دستمال را به دست باد بده و بگذار به هر سو که می خواهد بوزد، کفش های سرنوشتت را به پا کن ، من کنار در ایستاده ام. برایت پیاله ی آب در سینی آماده کرده ام که برگ های سبز نارنج را غرق کند، کنارش دفترچه خوانده نشده ام را گذاشته ام که انباری است برای کلمه ها ، بیا از زیر سینی رد شو و رو به رفتن های ناپیدا برو، جاده، همان جاده ی است که هیچ گاه بازگشتی ندارد ... من همین جا می مانم و عاشقی را تمام می کنم ...
وقتــی سکوت خــدا را در برابر راز ُ نیــازت دیدی
نگــو خـدا با مــن قهر است...
او به تمـام کـائنات فرمــان سکوت داده
تــا حرف دلـــت را بشـــنود...
پس حرف دلــت را به او بگــو
اینجا سرزمینی است که:
پشت دوستت دارم هایش هم نوشته
ساخت چین...!!!

به کجا می نگری؟!
زندگی ثانیه ایست!!
وسعت ثانیه را می فهمی؟!
هیچکس تنها نیست...!!
ما خدا را داریم...!!


هی هی هی منو باش که به عشقت گفتم آسمونی می گفتم معنی احساس رو میدونی ترانه پشت ترانه گریه کردم تو دلیل گریه هام برای جونی
هی هی هی از همه دنیا برام یه حسی مونده حسی که قلب منوزده سوزونده بیا بردارو ببر خاطره هاتو توی قلب من نذار جای پای تو
هی هی هی تو که داری میری تنهام میذاری نگو از درد دلم خبر نداری تو ازم ساده گذشتی خیلی آسون منو تنها جا گذاشتی زیر بارون







